گفتگو با جانبازان قطع نخاعی شیراز؛ به هویت ایثارگری خود می بالیم
در آستانه سالروز میلاد با سعادت حضرت ابوالفضل العباس (ع) و روز جانباز ، به دیدار جمعی از جانبازان مرکز درمانی جانبازان ضایعات نخاعی سلمان فارسی شیراز رفتیم و با آن ها به گفتگو نشستیم. آن چه در این گزارش می خوانید صحبت های 4 نفر از این جانبازان بزرگوار قطع نخاعی است.
به گزارش حیات از استان فارس، چهارم شعبان سالروز میلاد آسمانی و با سعادت علمدار دشت نینوا، حضرت ابوالفضل العباس(ع) در تقویم ما ایرانی ها به نام روز جانباز نامگذاری شده است. در آستانه این روز به دیدار جمعی از جانبازان 70درصدی قطع نخاعی در مرکز درمانی جانبازان سلمان فارسی شیراز رفتیم و با آن ها به گفتگو نشستیم . آن چه در ادامه می خوانید صحبت های 4 نفر از این جانبازان بزرگوار قطع نخاعی است .
به هویت ایثارگری خود می بالیم
محمد جعفری یکی از جانبازان 70 درصد قطع نخاعی استان فارس است که 29 اسفند ماه سال 66 در عملیات والفجر 10 به درجه رفیع جانبازی نائل شده است. وی می گوید: 17 سال داشتم که برای نخستین بار به جبهه اعزام شدم. دشمن به کشور ما حمله کرده بود و دفاع از میهن اسلامی ، ناموس و اعتقادات مان در اولویت قرار داشت این بود که مدرسه را رها کرده و الفبای عشق و ایثار را در سنگر جبهه جستجو کردیم. این جانباز دفاع مقدس اضافه می کند: تیر ماه سال 66 برای نخستین بار به جبهه اعزام شدم. در بخش زرهی لشکر 19 فجر زیر نظر فرمانده مان شهید خادم صادق، آموزش رزمی و رانندگی تانک را آموختیم و در قسمت پشتیبانی بخش زرهی جنگ مشغول به فعالیت شدیم.
جعفری که در عملیات والفجر 10 در تپه ریشن حلبچه عراق از ناحیه کمر جانباز شده است درخصوص این عملیات می گوید: در این عملیات نیز در بخش پشتیبانی بخش زرهی جنگ فعالیت داشتم. رزمندگان اسلام در بخشی از این عملیات موفق به آزاد سازی تپه ریشن شده بودند 2 روز در ارتفاعات این تپه مقاومت کردیم اما از آن جا که این تپه از لحاظ دیدبانی و استراتژیک برای دشمن حائز اهمیت بود با تمام قوا برای پس گرفتن آن هجوم آورند. 50 تا 60 تانک حزب بعث عراق ما را محاصره کرده بود نیروهای خودی با کمبود مهمات مواجه و بیشترشان شهید یا جانباز شده بودند اما با این وجود رزمندگان اسلام با تمام توان مقاومت می کردند در بحبوحه این درگیری ها بود که من نیز در اثر اصابت گلوله مستقیم دشمن به ناحیه کمر و نخاع دچار جراحت شده و از هوش رفتم .
این جانباز دفاع مقدس می گوید : پس از آن در بیمارستان صحرایی مریوان مورد عمل جراحی قرار گرفته و مدتها در بیمارستان های سنندج، مازندران و شیراز بستری می شود تا بهبودی نسبی بیابد و پس از گذشت حدود 2 سال شروع به تحصیل کرده، به دانشگاه رفته و موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی و خدمت در آموزش و پرورش شده است. وی اضافه می کند : همیشه تلاش کرده ام با دانش و مهارتهای روز آشنا شوم و برای جامعه ام فردی مفید باشم و از مسیری که در زندگی انتخاب کرده ام پشیمان نیستم چون این مسیر را آگاهانه انتخاب کرده ام. همواره به هویت ایثارگری خود می بالم و معتقدم که جانبازی و ویلچرنشینی مانع پیشرفت من در زندگی نیست چون پس از جانبازی فقط ابراز حرکتی ام فرق کرده است و ابزار فکری، اهداف و انگیزه های من برای پیشرفت و موفقیت هیچ گاه تغییر نکرده است.
ورزش موجب توانمندسازی ، رشد و پیشرفت جانبازان می شود
حسن سبکدل هوشیار نیز یکی دیگر از جانبازان 70 درصد قطع نخاعی استان فارس و یکی از قهرمانان و مدال آوران تیم ملی جانبازان و معلولین ایران است که مدال ها و عناوین مختلف ملی، بین المللی، جهانی و پارالمپیک را در کارنامه ورزشی خود به همراه دارد. این جانباز فارسی که از 16 سالگی برای دفاع از وطن برای مبارزه با دشمن به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام شده است می گوید : حس وطن دوستی و علاقه به وطن، حسی است که از ایمان و اعتقادات استان سرچشمه می گیرد و غیرت یک ایرانی نیز اجازه نمی دهد وقتی کشورش به دست بیگانگان تهدید و دچار مشکل شده است بی تفاوت بنشیند. وی می گوید: ما 4 برادر بودیم و پدرمان بنا بود برای اینکه هم به پدر خانواده کمک کنیم و هم نسبت به کشور اسلامی مان ادای تکلیف کرده باشیم برای جبهه رفتن بین برادرها شیفت بندی کرده بودیم و هر دفعه دو نفر به جبهه اعزام شده و دو نفر برای گذران زندگی و کمک به پدر در شیراز می ماند و بعد از این مدت، شیفت برادرها جابه جا می شد.
مدتی به این ترتیب گذشت، در جبهه در پادگان معاد، مقر دست بالا، سد گتوند به عنوان پشتیبانی جنگ فعالیت داشتم و در عملیات ایزایی فکه، تک عراق در منطقه شرهانی و عملیات آزاد سازی مهران شرکت کردم. در عملیات ایزایی فکه بر اثر اصابت ترکش خمپاره 60 از ناحیه ستون فقرات مجروح و جانباز شدم. پس از گذشت 5 سال از آن ماجرا وارد دنیای ورزش و ورزش حرفه ای شدم و به وسیله آن چیزهای ارزشمند بسیاری به دست آوردم . این ورزشکار جانباز که تا کنون موفق به قهرمانی در مسابقات جهانی پرتاب نیزه کشورهای هلند، فرانسه ، مالزی، انگلیس و پارالمپیک آتن شده است معتقد است ورزش مهمترین عامل موفقیتش در زندگی بوده و این موضوع آن چنان در زندگی یک جانباز تاثیر گذار است که می تواند موجب توانمند سازی ، رشد و پیشرفت جانبازی شود.این جانباز دفاع مقدس که همراه با تیم بسکتبال جانبازان فارس نیز تا کنون 10 عنوان قهرمانی کشوری را کسب کرده است می گوید : ما می خواهیم نشان دهیم جانبازان قشر قوی و با اراداه پولادین هستند که احتیاج به ترحم دیگران ندارند و معلولیت و جانبازی برای ما محدودیت نیست .
جانبازی محدودیت نیست
علیرضا بانیانی دیگر جانباز قطع نخاعی استان فارس می گوید: 18 ساله بودم که به جبهه رفتم و پس از 20 ماه حضور در جبهه در عملیات والفجر 8 در کنار اروند رود مجروح شدم . وی اضافه می کند : 20 سال بیشتر نداشتم که جانباز قطع نخاع شدم و حدود 6 سال در مرکز توان بخشی جانبازان شیراز بستری بودم تا اینکه پس از آن به شهرخودمان رفتیم.
در فسا با وجود ویلچر نشینی به کارهایی چون کشاورزی و باغداری پرداختم. گهگاهی دیگران متعجب می شدند و از من می پرسیدند با وجود جانبازی چگونه به کشاورزی و باغداری می پردازی ؟ و من در پاسخ آن ها نشان دادم جانبازی برای ما محدودیت نیست و جانبازان بسیار توانمند هستند.
این جانباز دفاع مقدس می گوید : دوست دارم در زندگی به کسی وابسته نباشم و خدا را شکر که این چنین شد و من اکنون علاوه بر انجام کارهای شخصی خود، در 10 هکتار زمین نیز به کشاورزی و باغداری مشغول هستم و به کشت گندم، ذرات و گوجه فرنگی می پردازم.
در دوران جانبازی موفق به کارآفرینی برای 50 نفر شده ام
سردار احمد خدایاری جانباز 70 درصدی قطع نخاع یکی دیگر از جانبازان پر تلاش استان فارس است. وی که 23 خرداد ماه سال 67 در سن 30 سالگی براثر اصابت گلوله مستقیم دشمن از ناحیه ستون فقرات مجروح و جانباز شده است، می گوید : پس از جانباز شدن دست از تلاش بر نداشتم و در شهر محل زندگی مان، کامفیروز شروع به کارهایی چون کشاورزی، برنج کاری و دامپروری شدم و شکر خدا توانستم از این طریق برای حدود 50 نفر نیز اشتغالزایی کنم .
خبرنگار: لیدا ابراهیمیان عکاس: سید محمد صادق طاهری